يه جای دنج

 
نویسندگان
خانوم خونه

 

آرشيو مطالب
صفحه نخست
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥

 

 تیکنولوجی
 دوستان
عطر صد خاطره
گوپولی
گیلاس خانومی هستم
جز و مد احساسات من
روستايی به نام قلبستان
طوطيا
سيب مهربون
عاشقانه ها
تارا ستاره کمياب
شب تاب خانوم
نی نی سونو (مطب سونوگرافی خانم خونه)
نازمنگولا
صميم
ستايش
زندگی خوب من
مريم پاييزی
ليلی و مجنون
بهشت کوچکی به نام خانه ما
خاطرات درگوشی من
من و دلنوشته هام
ماجراهای دناتا
حرفهای خودمانی
تو را من چشم در راهم
شايد ... خونه ما
شيرين و زندگی
دو لقمه خاطره سبز
زنانه
کریزی ورلد آف ماین
روزهای زندگی همدل
خودم و خودش
آشپزخونه
گلستان
سرخی خانم
جودی آبوت
زندگی نازبانو
دیدار
خاطرات من و عشقولیم
می خواهم بنویسم
مجهولانه
آینه من (سمیه)
دو همنفس
گلی خانوم
گلفروشی شمسی خانوم و عباس آقا
صحرا صبوری
شاپرک
آنکس که نداند
خونه تو خونه من
حرفای خودمانی
دل نوشته های من در غربت
ملودی زندگی زیباست
دیرتش باد
عروس چاق ایرانی من
ویولت
من و یه آقای شیک
ناگفته های من و تو
وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت
آزی
آوات و هیوا
برای تو
شرح زندگی من
زندگی دو آدمک
عطش پرواز
ردپای من
تنهایی یک مکمل (نرگس)
دلنوشته های سفید برفی
ماجراهای ممول و حامی
حاج خانوم و حاج آقاشون
پینه دوز
روزهای زندگی نازی
ماجراهای مامان لولی و قندعسلش
برگی از زندگی ام
صمیم
دلنوشته های ساچلی
رامونا خانوم
زنجیر عشق
زیبا خانوم
خاطرات مجازی من
یادگار تلخ یک عشق
آیرن
دنیای آرام من
لیدی جین
سالها در حسرت داشتن خانه (برفین)
خاطرات یک زندگی عاشقانه (رویا)
عسل خانوم
یک ذهن آواره
یادداشت های من
وقتی تو با من نیستی (جودی آبوت)
من و ماهی کوچولوم
ملودی زندگی زیباست (مهسا)
روبان سفید (رویا)
روزهای قشنگ زندگی (بهناز)
ماجراهای ممول و حامی
زنی به رنگ آب (تی تی خانوم)
سفره رنگین فرزانه جون
ناگفته های یک زندگی
خالی کردن یک ذهن آشفته
حلما
حموم زنونه
زن و شوهر سانسور نشده
وبلاگی همیشه سرزنده
کوچه خلوت دل
خاطرات زندگی خانم آ
خانواده کوچک من
گل آبی
دنیای دریا
چکه چکه مثل باران سپید مثل برف
دنجکده من
نفس

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  

 

طرز تهيه قرمه سبزی خانم خونه پز

بازم ممنون که اومدین و بادلداریاتون آرومم کردین  راستش خودمم به همین نتیجه رسیدم که اگه الان بعد از یک ماه و نیم صدام در بیاد تمام زحمتام هدر میشه و بهتره که هر طور شده بقیش رو هم تحمل کنم. اتفاقا دیروز آقای خونه بهم گفت که با مامانش صحبت کرده و از برادرش پیش مامانش گله کرده . از رفتارا و کاراش گفته و ازش خواسته که یه کاری کنه که لااقل یه موقع هایی بره خونه اونا. مامانش هم ابراز ناراحتی کرده و گفته که چندبار ازش خواسته که یه روزایی بره کرج ولی پسرش جواب داده که راه دوره . سخته صبح زود دوباره بخوام برگردم سر ساختمون  بعد هم مامان آقای خونه گفته که بهش چند بار تذکر دادم و گفتم که سعی کن زودتر کار خونه رو تموم کنی و مزاحم برادرت نباشی . ولی این آدم ریلکسی که من می بینم حالا حالاها فکر نکنم تشریفش و ببره

راستی من همیشه یادم می رفت که می رسم خونه کلید و بزارم پشت در تا نتونه بدون زنگ زدن وارد شه . ولی از دیروز که چند تا از شما بهم یادآوری کردین همین که رسیدم کلید و گذاشتم پشت در  اونم که خواست بیاد تو کلید انداخت تو قفل دید نمیشه  همچین کنف شد دلم خنک شد  اون باشه دیگه یه ذره ادب داشته باشه . به آقای خونه گفتم فکر می کنی اگه این مشکل برای تو بوجود اومده بود و اون زن داشت قرار بود بری خونه اونا زنش اینقدر تحمل می کرد؟ آقای خونه  کرد و گفت نه عزیزم. می دونم که تو داری خانومی می کنی یه کم دیگه تحمل کن

راستی ثمانه جان خواسته بود که دستور پخت قرمه سبزی خانوم خونه پزون رو براش بنویسم. منم گفتم که بزارم اینجا بهتره . هر چند که همتون واسه خودتون خانومی هستین و خوش دستپخت . ولی یه موقع شاید به درد این تازه عروسا بخوره

من مو به مو میگم که موقع قرمه سبزی پختن چیکار می کنم . شما هم اگه خواستین درست کنین مو به مو اجرا کنین تا یه قرمه سبزی دبش درست کنین  تعریف نباشه من قرمه سبزی هام معروفه  کلا تو فامیل . هر کی میخواد بیاد خونمون میگه قرمه سبزی درست کن منم که از خدا خواسته . آخه واقعا از درست کردنش لذت می برم  البته اینم بگم ها که اصلا کوکو سبزی بلد نیستم خوب درست کنم. همیشه یا نازک میشه یا ضخیم . یا می سوزه یا وسطش خام می مونه . اینقدرم کوکوسبزی دوس دارم ها . البته آقای خونه میگه بهتر که بلد نیستی درست نمی کنی . چون اصلا کوکوسبزی دوس نداره

خوب حالا بریم سر پخت قرمه سبزی به روش خانوم خونه  البته فکر نکنم با قرمه سبزی درست کردنای شما فرق داشته باشه ولی من یه چند تا رمز دارم تو درست کردنش که حالا میگم :

چند تا پیاز رو ریز می کنین و یا رنده می کنین تو روغن فراوون قشنگ تفتش میدین. بعد بهش زردچوبه می زنین تا حدی که نارنجی پررنگ بشه . بعد یه کمی نمک می زنین و گوشتا رو توش خوب تفت می دین و می زارین که گوشته تو پیازه قشنگ آب بندازه. سبزی قرمه رو اضافه می کنین و حتی اگه قبل از اینکه بزارین تو فریزر سرخش کردین بازم تو پیاز و گوشت خوب سرخش می کنین. اونقدر که رنگش تیره بشه. بعد لوبیا قرمز و اضافه می کنین. همیشه قبل از اینکه آب و به خورش اضافه کنین لوبیا رو اضافه کنین تا خوب با سبزی مخلوط بشه و اندازش کم و زیاد نشه . در این مرحله باید سبزی کاملا تیره شده باشه و روغن روی سبزی رو گرفته باشه . بعد آب داغ رو اضافه می کنین و اونقدر آب اضافه می کنین که دیگه تا آخرش که جا بیفته لازم نباشه بهش آب اضافه کنین. اول شعله گاز رو زیادمی کنین تا قشنگ واسه خودش بپزه و بعد که آبش کمتر شد زیر گاز و کم می کنین طوری که روغن خورش روی سطح خورش جمع بشه . حالا نوبت لیمو عمانیه . البته من از پودر لیمو عمانی استفاده میکنم بیشتر . بعد از چند ساعت که دیدین آبش کم شد و خورش سفت شد و روشم روغنه سیاه داره قرمه سبزیتون آمادست. یه قاشق ازش مزه می کنین.  نمک و ترشیش و می چشین و می ریزین تو ظرف میارین سر سفره .

حالا چند تا رمز من تو درست کردن قرمه سبزیم دارم که به هیچکس نگفتم ولی به شما میگم.

۱- روغن زیاد . منظورم اینه که موقعی که دارین پیاز و بعدش هم سبزی رو سرخ می کنین روغن زیاد بریزین. بخاطر اینکه روغن زیاد توی قرمه سبزی باعث میشه خورش هم سریعتر و هم بهتر جا بیفته .می دونم الان همتون میگین آخه ضرر داره و غذای چرب خوب نیست و این حرفا . ولی من میگم قرمه سبزی اگه می خواین خوشمزه بشه باید روغنش زیاد باشه . اگرم نمی خواین زیاد روغن بخورین می تونین موقعی که می خواین بریزین رو پلو با قاشق روغنش رو بزنین کنار .

۲- پیاز زیاد بریزین اولش . باعث میشه خوشمزه تر بشه

۳- زردچوبه ای که توی پیازش می زنین باید زیاد باشه تاحدی که نارنجی رنگ بشه . زردچوبه هم طعمش رو بهتر می کنه و هم رنگش رو

۴- یک ساعت آخر شعله گاز کم باشه تا روغن خورش بشینه روی سطح خورش

ثمانه جون اینطوری دیگه آب و دونش از هم جدا نمیشه . همین امروز درست کن نتیجش رو بهم بگو.

الان همچین دهنم آب افتاده ها . حیف که می خوام خودم و بندازم خونه مادرشوهر وگرنه فردا حتما قرمه سبزی درست می کردم.امشبم تصمیم گرفتم با آقای خونه شام و خونه مامانم بخوریم بعد بریم خونه خودمون . بعد که برادر آقای خونه اومد اصلا به روم نیارم که شام نداریم و اینطوری نگاش کنم . خوبه ؟

دیشب ماکارونی با قارچ و سوسیس درست کرده بودم جاتون خالی خوشمزه شده بود. وقتی ۲ تا بشقاب خورد گفت خانوم خونه دستپختتون خیلی خوبه خیلی خوشمزه شده بود . بعدش که با آقای خونه تنها شدیم من به آقای خونه گفتم از این به بعد غذاهای بدمزه درست می کنم. به این نتیجه رسیدم که احتمالا برادرت به خاطر غذاهای منه که خونش و تموم نمی کنه . نکنه یهو خیلی از دستپختم خوشش بیاد اون وقت تصمیم بگیره با ما زندگی کنه

راستی دیدین زرنگ شدم تند تند آپ می کنم

خوب حالا برام دست بزنین . آهاا ا ن ! آها ا ا ن ! آفرین

وا ؟ تو چرا داری قر میدی هان ؟ تو رو میگم آره ؟ چرا قرت گرفت یهو ؟

من گفتم ؟ من کی گفتم ؟ من گفتم فقط دست بزنین . وا ؟ 

نمی دونم چرا هرجا اسم دست و اینا میاد همه قرشون میگیره سریع

۱۳۸٦/۳/۳ | پيام هاي ديگران ()