زنونگی
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

سر قراره با اونی چقدر رسیدی به خودت
ببین مشکلات منو دیگه نمیبینی دورت
منی که واسه داشتنت چقدر حرف میشنیدم
فکرشو نمیکردم اینجوری بی ارزش میشم

شنیدم وابستشی
روزای خوبی داری باهاش
اونی که دستاشو گرفتی
بهش میگفتم داداش
اونی که رابطشو باهام این آخرا کمش کرد
هرکاری میکردم رفیقم بشه غمش کم
هواشو داشتم
مثه تو تو هر شرایطی
بگو کی بود اونو از خیابونا جمعش کرد
حالا رفته با عشقم یجا ریخته رو هم
داداش قدیم دس خوش خدایی دمت گرم
این رفاقتو کردی در حقم تموم
بیخودی لفظ نیا الکی حبسم نمون
اونی که دستاشو گرفتی من نفسش بودم
چه راحت حق اون شد این حقم نبود

ما دنیارو ساختیم واسه کسه دیگه با هم
پس اینجوری فکر کن که نمیتونیم بازم
کنار هم باشیم چون حرمتا شکست
ماها مراممون نمیخونه با هم
همون رفیقی که جاش همیشه رو چشمام بود
معرفتو پشت گوش انداخت زود
اونکه پشتم بود یه روز حالا وایساده تو روم
داغ یادگاریش رو دستام بود

بزنم در گوشت
روت شد جلو من واسی
چیه نگاه میکنه موندی تو رو درواسی
جواب رفاقتو اعتمادو با چی پس دادی
حالا با یه هرزه تو رو هم واسیم
اینجوری نمیمونه بازم میخوره گذرت
وقت تنهاییات هوا میزنه به سرت
شنیدم کنار هم خوشید وقتی اسم من نباشه
بزن زیر خوشی بخند اینا تازه اولاشه
بزار مثه من واسه اون هرزه عادی شی
فقط خاکسترش میمونه اون عشق آتیشی
به تو هم گفته نزاشته کسی دست
به تنش بزنه هه
حواست هست
اون آدمی که دستاش تو دستا محکمه
یادت میاد همش بهش میگفتم عشقمه
الان کنار همینو تف به مرام هردوتون
کسی که نمکو نشناخت بزار حرمتا بشکنه

ما دنیارو ساختیم واسه کسه دیگه با هم
پس اینجوری فکر کن که نمیتونیم بازم
کنار هم باشیم چون حرمتا شکست
ماها مراممون نمیخونه با هم
همون رفیقی که جاش همیشه رو چشمام بود
معرفتو پشت گوش انداخت زود
اونکه پشتم بود یه روز حالا وایساده تو روم
داغ یادگاریش رو دستام بود

حالا که جورید باهم یسری چیزارو پس بگم
میگم ظاهر آروم اونو نگیری دست کم
اونی که کنارته به من میگفت میمیرم نباشی
من که نفسش بودم تو کجای هواشی
اونی که میگفت دور رفیقاتو خط بکش
یه روز دنیاش بودم تو کجای شباشی
ازش بپرس رو من هنوز غیرتیه شدید
یا اونموقع بس بود
این حس هم باهاش پرید
به تو هم میگه چقدر بوی تنتو دوس دارم
آرزو میکنه بگزرونید شب و روزو باهم
به تو هم میگه حس خوبیه وقتی کنارمی
میبینی رفیق منو فروختی تو به چه آدمی
اون حرمت عشقو تو نون و نمک
منم خوشحالم وقتی که میبنم با همیم
ولی یادت باشه اونکه منو انقد ساده داد
تویی که دو روزه باهاشی میگذره به راحتی

هه
رفیق یادگرفتی از این زمونه چی
اسم مردو نیار به این میگن زنونگی

 

دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی به نام به چشمم خیره شودانلود آهنگ جدید امین رستمی به نام هوام توی

دانلود آهنگ جدید احمد سلو (احمدرضا شهریاری) به نام میمیرمدانلود آهنگ جدید بهزاد پکس به نام زنونگی

دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی به نام به چشمام خیره شودانلود آهنگ جدید شاهرخ به نام حظ کردم

http://media.bir3da.asia/Single/1393/Farvardin/19/Ali%20As%27habi%20-%20Eshgham%20Ashegham%20Bash.jpgدانلود آهنگ جدید علی اصحابی و مهدی عبدالهی به نام عشقم عاشقم باش

دانلود آهنگ جدید شاهرخ به نام زیبادانلود آهنگ جدید یاسر محمودی و سیاوش یوسفی به نام دلم با تو بود

دانلود آهنگ جدید علی اصحابی و مهدی عبداللهی به نام عشقم عاشقم باشدانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام چشمه ی طوسی

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام چشمه ی طوسی دانلود آهنگ جدید ستار و کامیار به نام همسفر

دانلود آهنگ جدید شاهرخ به نام حظ کردمدانلود آهنگ جدید یاسر محمودی و سیاوش یوسفی به نام دلم با تو بود

دانلود آهنگ جدید امین رستمی به نام هوام تویدانلود آهنگ جدید بهزاد پکس به نام زنونگی

دانلود آهنگ جدید امید جهان به نام بی قرارمدانلود آهنگ جدید احمد سلو (احمدرضا شهریاری) به نام میمیرم


 


درس زندگی
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی:
درس زندگی

استادی قبل از شروع کلاس فلسفه اش در حالی که وسایلی را به همراه داشت در کلاس حاضر شد. وقتی کلاس شروع شد بدون هیچ کلامی شیشه خالی سس مایونزی را برداشت و با توپ های گلف شروع کرد به پر کردن آن.

سپس از دانشجویان پرسید که آیا شیشه پر شده است؟ آنها تایید کردند. در همین حال استاد سنگریزه هایی را از پاکتی برداشت و در شیشه ریخت و به آرامی شیشه را تکان داد.

سنگریزه ها با تکان استاد وارد فضاهای خالی بین توپ های گلف شدند و استاد مجددا پرسید که آیا شیشه پر شده است یا نه؟ دانشجویان پذیرفتند که شیشه پر شده است…

 این بار استاد بسته ای از شن را برداشت و در شیشه ریخت و شن تمام فضای های خالی را پر کرد. استاد بار دیگر پرسید که آیا باز شیشه پر شده است؟ دانشجویان به اتفاق گفتند: بله!

استاد این بار دو ظرف از شکلات را به حالت مایع در آورد و شروع کرد به ریختن در همان شیشه به طوری که کاملا فضاهای بین دانه های شن نیز پر شود. در این حالت دانشجویان شروع کردند به خندیدن.

 وقتی خندیدن دانشجویان تمام شد استاد گفت: “حالا”، ” می خواهم بدانید که این شیشه نمادی از زندگی شماست. توپ های گلف موارد مهم زندگی شما هستند مانند: خانواده، همسر، سلامتی و دوستان و اموالتان است. چیز هایی که اگر سایر موارد حذف شوند زندگی تان چیزی کم نخواهد داشت. سنگریزه ها در واقع چیز های مهم دیگری هستند مانند شغل، منزل و اتومبیل شما. شن ها هم همان وسایل و ابزار کوچکی هستند که در زندگی تان از آنها استفاه می کنید…

 و این طور صحبتش را ادامه داد: اگر شما شن را در ابتدا در شیشه بریزید در این صورت جایی برای سنگریزه ها و توپ های گلف وجود نخواهد داشت. و این حقیقتی است که در زندگی شما هم اتفاق می افتد. اگر تمام وقت و انرژِی خود را بر روی مسائل کوچک بگذارید در این صورت هیچگاه جایی برای مسائل مهم تر نخواهید داشت. به چیز های مهمی که به شاد بودن شما کمک می کنند توجه کنید.در ابتدا به توپ های گلف توجه کنید که مهم ترین مسئله هستند. اولویت ها را در نظر آورید و باقی همه شن هستند و بی اهمیت.

دانشجویی دستش را بلند کرد و پرسید: پس شکلات نماد چیست؟

استاد لبخند زد و گفت: خوشحالم که این سئوال را پرسیدی! و گفت: نقش شکلات فقط این است که نشان دهد مهم نیست که چه مقدار زندگی شما کامل به نظر می رسد مهم این است که همیشه جایی برای شیرینی وجود دارد.

 


عشق ، محبت ، بخشش
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی: عشق ، محبت ، بخشش

روزی پسر غمگین نزد درختی خوشحال رفت و گفت: من پول لازم دارم !

درخت گفت: من پول ندارم ولی سیب دارم. اگر می خواهی می توانی تمام سیب های درخت را چیده و به بازار ببری و بفروشی تا پول بدست آوری.

آن وقت پسر تمام سیب های درخت را چید و برای فروش برد. هنگامی که پسر بزرگ شد، تمام پولهایش را خرج کرد و به نزد درخت بازگشت و گفت می خواهم یک خانه بسازم ولی پول کافی ندارم که چوب تهیه کنم.

درخت گفت: شاخه های درخت را قطع کن. آنها را ببر و خانه ای بساز.

و آن پسر تمام شاخه های درخت را قطع کرد. آنوقت درخت شاد و خوشحال بود. پسر بعد از چند سال، بدبخت تر از همیشه برگشت و گفت:

می دانی؟ من از همسر و خانه ام خسته شده ام و می خواهم از آنها دور شوم، اما وسیله ای برای مسافرت ندارم.

درخت گفت: مرا از ریشه قطع کن و میان مرا خالی کن و روی آب بینداز و برو.

پسر آن درخت را از ریشه قطع کرد و به مسافرت رفت. اما درخت هنوز خوشحال بود.

شما چی دوستان؟آیا حاضرید دوستانتان را شاد کنید؟ آیا حاضرید برای شاد کردن دیگران بها بپردازید؟ آیا پرداخت این بها حد و مرزی دارد؟

مسیح فرمود: بهترین دوست کسی است که جان خود را فدا کند.

آیا شما حاضرید به خاطر خوشبختی و شادی کسی حتی جان خود را فدا کنید. منظورم این نیست که باید این کار رو بکنید. منظور از این پرسش فقط

یک چیز بود، آیا کسی را بی قید و شرط دوست دارید؟ چند نفر؟

عیب جامعه این است که همه می خواهند فرد مهمی باشد ولی هیچکس نمی خواهد انسان مفیدی باشد.

درختان میوه خود را نمی خورند،

ابرها باران را نمی بلعند،

رودها آب خود را نمی خورند،

چیزی که برگان دارند، همیشه به نفع دیگران است.

اوشو: همه آنچه که جمع کردم برباد رفت و همه آنچه که بخشیدم، مال من ماند. آنچه که بخشیدم هنوز با من است و آنچه که جمع کردم از دست رفت.

در واقع انسان جز آنچه که با دیگران تقسیم می کند، چیزی ندارد. عشق، پول و مال نیست که بتوان آن را جمع کرد. عشق، عطر و طراوتی است که باید با دیگران تقسیم کرد.

هر چه بیشتر بدست می آوری، هرچه کمتر می بخشی، کمتر داری

زیگ زیگلار: محبت، یعنی دوست داشتن مردم، بیش از استحقاق آنها

این دقیقاً کاریه که خدا با ما کرده؟ کدوم از ما می تونه با جرأت بگه که من لیاقت داشتم که خدا من رو دوست داشته باشه؟


به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳٩٢   کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com